-
باران امید
1389/08/12 13:03
به مریم عزیز: نه تو میمانی نه، اندوه و نه،هیچ یک، از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتا هی آن لحظه شادی که گذ شت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید و اگر...
-
قدردانی
1389/08/11 15:08
سلام به همگی! در ابتدا تشکر میکنم از همه ی دوستان بابت پیام های تبریکتون.از همین جا عذرخواهی میکنم که نتونستم حداقل از طریق وبلاگ به جشن عروسی دعوتتون کنم.راستش رو بخواین فردای روزی که کارتای عروسیو پخش کردیم پدرم بعد از چند ماه بهبود بیماری دوباره بیماریشون برگشت کرد و در بیمارستان امید بستری شدن و شب عروسی به جای...
-
[ بدون عنوان ]
1389/08/10 22:59
خشم اصیل باز در حجم زمستانی سردی دیگر سایه گسترد شبی دیگر و دردی دیگر شب نفرین شده ای رایت یلدا بر دوش شب ننگی علم کشتن فردا بر دوش شبی آشفته شبی شوم شبی سرگشته شبی از سردترین قطب زمین برگشته امشب از مملکت زاغ و زغن می آیم از لگدمال ترین سمت چمن می آیم گفتنی ها همه راز است ولی خواهم گفت سر این رشته دراز است ولی خواهم...
-
من عاشق اینم که تو جیب لباسام پول پیدا کنم
1389/08/10 11:00
سلام به همگی.داشتم رد میشدم گفتم بزار ما هم یه مطلبی گذاشته باشیم. اول از همه اینا بگم که قالب وبلاگ خیلی بیریخته.. رنگ سیاهش زیادیه و خیلی بی روحه کادرهای کناری هم خیلی مستطیل شکلند. بیشتر شبیه سایتهایی تبلیغاتی شده البته میدوم مهدی جون ناراحت نمیشه اما اینا بزارین به حساب یه انتقاد سازنده. خدا را چه دیدی همین طور...
-
خانه ی دوست کجاست؟
1389/08/10 00:16
من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست. کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام گل بگویند و گل شنوند. هر کسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد، به یادش بر در این خانه برگ گلی میکوبم و با قلم سبز بهار مینویسم : ای دوست خانه دوستی ما اینجاست، تا که سهراب نپرسد دگر خانه دوست کجاست.
-
نتیجه گوش نکردن به حرف خانوما
1389/08/09 18:28
یه خانمی با ماشین خودش تو جاده داشت رانندگی میکرد یه آقایی هم داشت با ماشین خودش تو همون جاده تو باند مخالف رانندگی میکرد وقتی این دو به هم رسیدند خانم شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و خطاب به آقا فریاد میزنه حیووووووووون آقا هم بلافاصله داد میزنه میمووووووون هر دو به راه خود ادامه دادند و آقاهه کلی به خاطر واکنش سریع و...
-
لبخند حتی زیر تیغ...!!
1389/08/08 23:38
خوندنش یک دقیقه بیشتر وقت نمیخواد... فکر می کنید برای رفتن " زیر تیغ " چند تا اتفاق لازم است رخ دهد و چقدر زمان باید بگذرد تا انسان ، آسمان آبی را از دست بدهد و مستحق زیر تیغ شود ؟ ! حقیقت این است که فقط یک اتفاق ساده در یک لحظه می تواند همه چیز را دگرگون سازد و انسانی را که تا چند ثانیه قبل بهترین و قابل...
-
درد عشق
1389/08/08 16:52
شکایت عشق ندیدی چشمهایم زیر پایت جان سپرد آخر گلویم از صدای های هایم جان سپرد آخر نفهمیدی صدایم بغض سنگینی به دوشش بود اما از جفایت جان سپرد آخر نترسیدی بگوید عاشقی نفرین به آیینت که از چشمان جادویت خدایت جان سپرد آخر نمی دانی و می دانم که می دانم نمی دانی که دل در خواهش آن انزوایت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشینی از برای...
-
اونجا چه خبره؟
1389/08/08 16:30
روزی رئیس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسى در رابطه با یکى از کامپیوترهاى اصلى مجبور شد با منزل یکى از کارمندانش تماس بگیرد . بنابراین، شماره ى منزل او را گرفت . پسر بچه ای به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت : سلام. رئیس پرسید : بابا خونه اس ؟ صداى کوچک نجواکنان گفت : بله مى توانم با او صحبت کنم ؟ پسر خیلى آهسته گفت :...
-
LINK
1389/08/08 13:10
ضمن عرض تبریک و آرزوی خوشبختی برای همکلاسی عزیزمون و همسر گرامیشون این لینک رو تقدیم میکنم به همه ی دوستای عزیزم امیدوارم براتون جدید باشه واستفاده ببرین. http://www.iranmicro.ir/forum/forumdisplay.php?s=&daysprune=&f=203
-
نامه یک برادر بسیجی به دوست دخترش
1389/08/08 12:43
نامه یک برادر بسیجی به دوست دخترش/// با درود به روان بنیانگزار کبیر انقلاب و با کسب اجازه از محضر مقام عظمای ولایت و آرزوی پیروزی اسلام بر کفر و از بین رفتن سران فتنه و طلحه و زبیر و بد حجابها و دیگر عناصر ضدانقلاب نامه عاشقانه خودم را آغاز میکنم. خواهر بسیجی فاطی خانوم! سلام علیکم و رحمت الله! الان که این نامه را...
-
وداع
1389/08/08 12:37
می روم خسته وافسرده وزار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده ودیوانه خویش می برم تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بی جاوتباه می برم تا ز تو دورش سازم ز تو، ای جلوه امید محال می برم زنده به گورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ناله می لرزد، می رقصد...
-
تبریک
1389/08/08 01:05
سلام به همگی و یه سلام مخصوص به خانم مهندس حق شناس اول از همه این گلهای خوشکل یک هزارم از گلهاییه که همراه دعای خیر تقدیم شما و همسرت میکنم! قسمت نشد تو شروع زندگیه مشترکت همراهیتون کنم اما دعای خیرم رو از راه دور بدرقه راهتون کردم و خیلی خیلی واستون خوشحال شدم امید وارم ۱۳۸۹ سال و ۸ ماه و ۷ روز با شریک زندگیت با خوبی...
-
شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی /مردی از خویش برون آید و کاری بکند
1389/08/07 15:08
جهان سوم کجاست؟ روزی در آخر ساعت درس، یکی از دانشجویانم که دانشجوی دوره دکترا و اهل نروژ بود از من پرسید : استاد! شما که از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود. من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم. به آن دانشجو گفتم : جهان سوم جایی است که...
-
ازدواج
1389/08/06 22:50
سلام بازم یه خبره تازه تازه تازه وداغ داغ داغ از یکی از مهندسین گرامی : یکی از خانم مهندسها امشب یه شب خاطره انگیز وبه یاد موندنی هست براش من به عنوان یه دوست براش آرزوی خوشبختی میکنم دوست عزیزم مهندس گرامی همکلاسی خوبم سرکار خانم مریم حق شناس در کنار همسر گرامیت برات آرزوی یه عمر خوشبختی دارم . امیدوارم در کنار همسر...
-
خوش و بش
1389/08/06 11:38
سلام بر مهندسین گل.ذوقدونا میکنم که این سایتو ساختیندو حمایت کردین. از حضور من که تعجب نکردین.حالا اگه هم کردین طوری نیست. عزیزان من یه اشکال کوچولو بگم.فقط نگین هنوز نیومده داره پروگی میکنه.هرچند کسیم بی جا میکنه چیزی بگه. عزیزان این بحث خانومای سایت اقایون سایتو بزارین کنار دیگه.ما همه با هم همکلاسی بودیم.تویه یه...
-
شعر جالب
1389/08/05 22:28
شعر جالب یک بچه آفریقایی با استدلال شگفت انگیز! این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال ۲۰۰۵ شده که توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره ! وقتی به دنیا میام٬سیاهم ! وقتی بزرگ میشم٬سیاهم ! وقتی میرم زیر آفتاب٬سیاهم! وقتی می ترسم٬سیاهم ! وقتی مریض میشم٬سیاهم! وقتی میمیرم هنوز هم سیاهم! و تو آدم سفید. . ....
-
سوتی
1389/08/05 22:17
تصاویری جالب از سوتی های ایرونی!.
-
نامردی!
1389/08/05 22:16
-
یادمان رفت
1389/08/05 16:07
سر مشق های آب ،بابا یادمان رفت رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت گل کردن لبخند های همکلاسی با یک نگاه ساده حتی یادمان رفت ترس از معلم ،حل تمرین ،پای تخته آن زنگهای بی کلک را یادمان رفت راه فرار از مشق های توی خانه ای وای ننوشتیم آقا ، یادمان رفت آنروز ها را آنقدر شوخی گرفتیم جدیت تصمیم کبری یادمان رفت شعر خدای مهربان را...
-
سلام !!
1389/08/05 02:04
سلام اول تا یادم نرفته از اینکه یه مدتی نبودم عذر میخوام ٬ یه مدتی بود که اینترنت فوووووووووق هوشمند بازی در اورده بود و نمیشد که یه سایت رو به خوبی و خوشی باز کرد ( گل بود به سبزه نیز آراسته شد!! ) نمیدونم سمت ما اینطور بود یا همه جا این مدلی شده بود؟ تا اینکه ما هم به اینترنت ایرانسلی !! رو اوردیم .خییییییلی خوبه به...
-
نمیدونم چی بزارم عنوانش رو
1389/08/04 21:48
خیلی زمان زیادی نمیگذره از شروع کار وبلاگمون (جایی که قبلا هم گفتم ولی بازم میگم که خیلیا حسرتش رو میخورن ) بچه ها اومدن و عضو شدن (ازشون ممنونم ) یه محیطی شد که خیلی جالب بود درسته که بعضیا کم کار کردن ولی بودن افرادی که جای اونا هم کار کردن ! یکیشون آقای نعمتی بودن که دوستان اینقدر گفتن مطلب میزاره که من بهش تذکر...
-
مادران پسرها را بیشتر دوست دارند یا دختران را ؟!
1389/08/04 16:35
مادران پسرها را بیشتر دوست دارند یا دختران را ؟! همیشه این اعتقاد وجود داشته است که مادران جانب پسران خود را بیشتر از دخترانشان میگیرند و به آنها توجه بیشتری دارند. اما نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد این اعتقاد نه تنها درست است بلکه درصد زیادی از مادران به آن اقرار هم میکنند.این نظرسنجی نشان داد اگرچه مادران چندان...
-
ریشه در خاک
1389/08/04 12:42
شعری زیبا از فریدون مشیری روحش شاد و یادش گرامی تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و اشک من ترا بدرود خواهد گفت. نگاهت تلخ و افسرده است. دلت را خارخار نا امیدی سخت آزرده است. غم این نابسامانی همه توش و توانت را زتن برده است تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی. تو با دست تهی با آن همه طوفان...
-
[ بدون عنوان ]
1389/08/04 01:15
سفر به قم و قصه ی مرجعیت چقدر این قصه در ذهن من شفاف است دفعه قبل خودم ساکن شهر قم بودم انگار قصه داره تکرار میشه فقط این بار شیر مردی نیست تا با غرش خودش .سواران قدرت رو از تاختن بازدارد . سال 76 بود . یه استاد، یه فقیه ، یکی که قبلا نشون داده بود دین خودش رو به خاطر دنیای دیگران به باد نمیده ، بلند شد و فریاد زد و...
-
درکوی تو معروفم و از روی تو محروم / گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده
1389/08/03 21:52
تقدیم به محمد حسن قیصری که دلمون براش تنگ شده کاروان دیریست گالیا! در گوش من فسانه ی دلدادگی مخوان! دیگر ز من ترانه ی شوریدگی مخواه! دیرست گالیا! به ره افتاد کاروان عشق من و تو؟ ... آه این هم حکایتی است اما در این زمانه که درمانده هر کسی از بهر نان شب دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست شاد و شکفته در شب جشن تولدت تو بیست...
-
مهمان ماندگار
1389/08/02 22:14
سلام به همه بر و بچه ها و دوستای گل و گلاب سلام به همه جهادگران دیروز ؛بیکاران امروز و شاید مهندسین فردا ! خیلی خوشحالم که به جمع دوستان عزیز پیوستم امیدوارم حضور مرا به جمع صمیمیتان بپذیرید. از دوست خوبمان آقای مهدی صورتی بخاطر ارسال دعوتنامه صمیمانه سپاسگزارم.
-
خود کشی بر عکس
1389/08/02 20:47
-
دل نوشتــــــــــــــــــــــــــــه
1389/08/02 12:01
همه رفتند کســـــــــــــــی با ما نموندش کســـــــــــــــی خـطّ دل مارو نخـونـــدش همــــــــــــــــــــــــــه رفـتنـد ولــی این دل مــارو همون(هایی) که فکر نمیکردیـــــــــم سوزوندش همزمان با رفتن ۸۰٪ بروبچ از اصفهان (همچنین پذیرفته نشدنِ بروبچ کاردانی به کارشناسی در این مرکز )و تقریبا تنها شدنمان وبلاگ هم مثل...
-
کوچکترینهای دنیا در گینس!
1389/07/30 19:00
کوچکترین ساندویچ دنیا کوچکترین مارمولک دنیا کوچکترین اثر هنری دنیا کوچکترین قوری جهان کوچکترین نوزاد دنیا با کوچکترین پا کوچکترین اسب دنیا کوچکترین عروسک بچه خرس دنیا کوچکترین ماهی جهان کوچکترین کلت کمری جهان گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ