-
مغازه شوهر فروشی
1389/06/12 11:58
یک مغازه شوهر فروشی در نیویورک باز شده که خانمها میتوانند به آنجا رفته و برای خود شوهری تهیه کنند در تابلوی راهنمای مقابل درب ورودی از جمله، مطالب ذیل نوشته شده "شما در طول عمرتان فقط یکبار میتوانید از این محل دیدن کنید اینجا شش طبقه است و ارزش محصولات هر طبقه بالایی بیشتر از طبقه پائینی است شما میتوانید فقط یک...
-
لرل هاردی 2010
1389/06/12 11:55
بدون شرح
-
زبان از وصف قاصر است!!
1389/06/11 23:53
سلام به تمامی دوستان این فایل رو هم از فرمت txt به .........
-
امواج یخ زده
1389/06/11 23:50
سلام این فایل رو اول از txt به rar تغییر فرمت بدید و بعد.....
-
جلسه خواستگاری
1389/06/11 16:37
داماد سیگاری ....بعد از نیم ساعت سکوت! مادر داماد:ببخشید کبریت دارین؟ خانواده ی عروس:کبریت؟کبریت واسه چی؟ مادر داماد:والا پسرم می خواد سیگار بکشه. خانواده ی عروس:پس داماد سیگارین؟ مادر داماد:سیگاری که نه.......مشروب خورده بعد از مشروب سیگار بهش می چسبه! خانواده ی عروس:پس الکلی هم هستن؟ مادر داماد:الکلی که نه......والا...
-
هر کی فهمید
1389/06/11 13:03
دوستان هر کی فهمید این نامه میخاد چی بگه به منم بگه
-
من دست به افشاگری خواهم زد
1389/06/11 12:03
بسمه تعالی نظر به آن که دیده می شود گه گاه افرادی چون مجید نعمتی که خود را وابسته به سران وبلاگ می دانند . نسبت به تایید نظرات این جانب و شاید سایر دوستان اقدام ننموده و چنان از تکراری بودن مطالب خود در حراسند که تنها به حذف پیام های دوستان خود که همه مبنی بر تکراری و بی مزه بودن مطالب ایشان است اقدام میکنند . من از...
-
ریشه لغت استکان
1389/06/11 02:18
این مطلب رو در چند سایت و وبلاگ ( که شاید از روی هم کپی کردند!!) میشه دید آیا میدانید چرا از کلمه استکان استفاده میکنیم؟ در زمان های قدیم هنگامیکه هندو ها با کشور های عربی مراوده تجاری داشتندبرای نوشیدن چای به همراه خود پیاله هایی را به این کشور ها خصوصا عراق و شام قدیم آوردند که در آن کشور ها به بیاله معروف شد.پس از...
-
اطلاعیه
1389/06/10 19:21
سلام بر همه دوستان روز سه شنبه دانشگاه بودم دیدم که مدیر گروه محترم یک اطلاعیه زدند که هر کسی نسبت به نمره منابع اعتراض داره یک اعتراض کتبی آماده کنه و روز شنبه بیاد دانشگاه.
-
برهنه خوشحال
1389/06/10 18:53
برهنه خوشحال پاسبان مردی به راهی دید و گفتا کیستی ؟ گفت : فردی بی خیال و فارغ و آزاده ام گفت : از بهر چه می رقصی و بشکن می زنی ؟ گفت : چون دارای شور و شوق فوق العاده ام گفت : اهل خاک پاک اصفهانی یا اراک ؟ گفت : اهل شهر آباد و خوش آباده ام گفت : خیلی شاد هستی ، باده لابد خورده ای گفت : هم از باده خور بیزارم ، هم از...
-
کی گفته به ای میگن گلایه؟؟
1389/06/10 18:50
دیگه جونمون به لب رسیده! والله دیگه بریدیم! مگه ما چقدر تو یه روز وقت داریم؟؟ رفقا تو رو به اون واحدهایی که با هم پاس کردیم٬ شما رو به اون واحدهایی که با هم افتادیم... اینقدر نظر ندین!!! کار ما از صبح شده پاسخ دادن به نظرات شماها!! یه کم هم به فکر ما باشید٬ به پیر به پیغمبر ما هم کار و زندگی داریم! هر وقت وارداین بلاگ...
-
این نوشته ها مربوط به یک گروه در فیس بوکه به اسم `شما یادتون نمی
1389/06/10 12:12
متنش خیلی زیاده ولی قشنگه. این نوشته ها مربوط به یک گروه در فیس بوکه به اسم `شما یادتون نمیاد`. بیشتر اعضای گروه متولد دهه پنجاه هستند و یک عالمه خاطرات مشترک دارند که اونجا با هم به اشتراک میگذارند، اینها تعداد کمی از هزاران خاطره ای هست که افراد مختلف اونجا نوشتند. ممکنه بعضیهاش رو بزرگترها هم به یاد بیارن. امیدوارم...
-
دخترک فقیر(فوق العاده زیبا و تاثر گذار)
1389/06/10 12:00
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد : سارا ... دخترک خودش رو جمع کرد ، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزش داری گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد ،تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت و سیاه و پاره نکن ؟؟ هـــا؟؟؟فردا...
-
دو سوال اخلاقی
1389/06/10 11:52
دو سوال اخلاقی، اول خوب فکر کنید بعد نظر دهید سوال اول:؟ اگر زنی را بشناسید که حامله شده است ودر حال حاضر هشت تا بچه داردکه سه تا از اونها کر هستند و دو تا کور هستند و یکی عقب مانده ذهنی و خودش هم به بیماری سیفیلیس دچاره،بهش میگین که بچه اش رو بیاندازد؟ قبل از این که جواب بدین سوال بعدی را هم بخونین سوال دوم:؟ وقتشه...
-
یه نامه عاشقانه و جوابش
1389/06/10 11:23
اسم نویسندش رو هم نمیدونم . متشکرم برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی. برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی. برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی. برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی. برای همه وقت هایی که با من شریک شدی. برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی. برای همه وقت هایی که خواستی در...
-
جوک
1389/06/10 11:17
سلام. اگه این جوک تکراری بود که بروم نیارید، گناه دارم. ولی اگه نبود ازش تعریف کنید . در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی می کرد که سالها بچه دار نمی شد. او نذر کرد که اگر بچه دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد! روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان...
-
جلسه دفاعیه
1389/06/10 04:46
سلام به همگی خوبین؟ (خب یه بارم جواب سوالمون رو بدین چی میشه مگه؟!) شکر خدا بلاخره پروژه ی ما هم تموم شد و کم کم داریم فارغ از تحصیل میشیم خدا رو چه دیدی شاید بازهم ادامه تحصیل دادیم! پایان نامش هنوزم که دارم این متن رو مینویسم تموم نشده. روز یکشنبه 89.6.14 ساعت 10 صبح تو سایت دانشگاه یه جلسه ی دفاعیه داریم که اگه...
-
پیشنهاد میکنم حتما بخونید
1389/06/09 23:36
سلام این مطلب کوتاه ولی زیبا رو تقدیم میکنم به تمامی دوستان
-
تشخیص نام شما از روی نام پدر و مادر
1389/06/09 22:45
خیلی ها از این فایل معجزه دیدند دیتا بیس عجیبی داره . اسم شما رو با استفاده از اسم پدر و مادرتون تشخیص میده فکر میکنید چه جوری این کار رو میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ http://s1.picofile.com/jahad_ghissari/Documents/name.xls.html
-
استاد
1389/06/09 19:53
گفت استاد مبر درس از یاد یاد باد ان چه به من گفت استاد یاد باد انکه مرا یاد اموخت ادمی نان خورد از دولت یاد هیچ یادم نرود ان معنی که مرا مادر من نادان زاد پدرم نیز چو استادم دید گشت از تربیت من ازاد پس مرا منت از استاد بود که به تعلیم من استاد استاد هر چه می دانست اموخت مرا غیر یک اصل که ناگفته نهاد قدر استاد نکو...
-
هنوز با همه دردم امید درمان هست // که آخری بود آخر شبانِ یلدا را
1389/06/09 14:23
سلام این شعر بیان کنندی مظلومیت یه سری از خانوم هاست اما این ظاهر شعره ودر بطن شعر یه پیام خیلی بزرگ هست یه آرزو یه امیدواری خیلی بزرگ هست و اون « امید به افزایش جمعیت مفید کره ی زمینه » شعر رو بخونید متوجه می شید. تنگِ غروب از سنگ بابا نان در آورد آن را برای بچه های لاغر آورد مادر برای بارِ پنجم درد کرد و رفت و...
-
هنوز با همه دردم امید درمان هست // که آخری بود آخر شبانِ یلدا را
1389/06/09 13:48
سلام از ابراز محبت همه دوستان متشکرم آقا داود mer29+1 آقا محمد لطف دارید در ضمن کوتاهی از مهدی نبود از خودم بوده. یه شعر میزارم فقط دوستان لطف کنن بخونن بدون هیج برداشتی شود آیا که پر شعر مرا بگشایند؟ بال زنجیری مرغان صدا بگشایند؟ گره سرب به طومار نفس ها زده اند کی شود کین گره از کار هوا بگشایند؟ به هوای خبری تنگ دلم...
-
[ بدون عنوان ]
1389/06/09 12:40
کفتم امروز رفتم دانشگاه البته رفتیم دانشگاه چون با مهدی صورتی بودیم! خبر داغ اینکه: بالاخره انتظارها به پایان رسید و پروژه ماهم تموم شد میدونم همه منتظر این روز بودین از رنگ چهرتون خوندم! خلاصه یک شنبه آینده جایی قرار مدار نمی ذارین چون ماه رمضونم هست گناه داره ماهم گناه داریم کم وبیش زحمت کشیدیم.انشاءا... تشریف...
-
@@@ کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت @@@
1389/06/09 12:35
سلام. سایت خیلی سوت و کور شده، دل آدم میگیره. یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره یه نفر می شینه اسکناساشو می شمره می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره انتخابم میکنه ،...
-
[ بدون عنوان ]
1389/06/09 12:32
سلام دوستان! اوضاع احوالتان چطوره؟عبادات قبول باشه. دلم برا همتون تنگ شده اخه امروز رفتم داتشگاه . چند وقته وقت نکردم مطلب تو سایت بزنم ولی ولی نوشته ها بچه ها رو میخوندم. دست همه درد نکنه ولی انگار فعالیت یه سری کم شده که انشاءا... مثل من توبه کنن برگردن!
-
جلسه دفاعیه
1389/06/08 14:15
بالاخره انتظارها به پایان رسید، موسم دیدار نزدیکه. اگه چند روزه دیگه صبر کنین میتونین توی جلسه دفاعیه ی ما شرکت کنین(عجله نکنین، فقط چند روز البته نه مثل چند روز آقای یزدان پناه ). روزه شنبه مورخ 89/6/13 ساعت 10 صبح در مکان سایت دانشگاه جلسه دفاعیه من و جناب آقای محمد حسن قیصریه هاست. پروژه ما در مورد بازی پازله که...
-
[ بدون عنوان ]
1389/06/07 14:40
هنوز با همه دردم امید درمان هست // که آخری بود آخر شبانِ یلدا را سلام به همه ی دوستان,نماز روزه هاتون قبول بالاخره دعوت نامه ی منم صادر شد. دلم واسه همه ی رفقا تنگ شده ایشالا عمری باشه گره ازدلتنگی دل باز کنیم . دیروز را دانسته آمدیم امروز ندانسته عاشقیم و فردا روز را... ای رند مانده بر دو راهی دریا و دایره خدا را چه...
-
باسخ به عزیزانی که نگران نگرفتن دانشجو توسط جهاددانشگاهی هستند
1389/06/06 14:50
اینجا را کلیک کنید
-
16 دلیل برای اینکه به جای مهندس نرم افزار میوه فروش شوید!
1389/06/05 22:26
1- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه می گیرد و نزد خود نگه می دارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانت نامه بانکی یا همه مواد) می گیرد. در حالیکه میوه فروشی...
-
خرید جهنم
1389/06/05 19:16
در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: - قیمت جهنم چقدره؟...