-
انصراف
1389/05/20 02:02
فردی تصمیم گرفت خانه ی کوچکی بخرد، پولش را نداشت منصرف شد. تصمیم گرفت یک اتوموبیل بخرد، پولش را نداشت منصرف شد. تصمیم گرفت یک مسافرت برود، پولش را نداشت منصرف شد.... تصمیم گرفت به سر و وضعش برسد، پولش را نداشت منصرف شد. تصمیم گرفت خوب باشد، دیگر عادتش شده بود، دست در جیب خالیش کرد و منصرف شد.
-
مشخصات و علایق
1389/05/20 01:56
سلام به همهی دوستان یعنی هیچکی قصد نداره که مشخصات و علایق خودش رو کامل کنه؟
-
اننخاب با خودتونه
1389/05/20 01:53
بیا زندگی واسمون درست کردن هاااااااااااا ،من میترسم ... قبل و بعد از ازدواج آقایان! Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 قبل از ازدواج: خوابیدن تا لنگ ظهر بعد از ازدواج: بیدار شدن زودتر از خورشید نتیجه ی اخلاقی: سحر خیز شدن قبل از ازدواج: رفتن به سفر بی اجازه بعد از ازدواج: رفتن به حیاط با اجازه نتیجه...
-
نوشیدنی قورباغه!
1389/05/20 01:41
امیدوارم چندشتون نشه! اما بد نیست بدونیم توی بعضی کشورها چه چیزایی نوشیدنی محسوب میشه! مطلب و عکسهای مربوط به اونو بخونید و ببینید و منو ببخشید اگه حالتون تغییر کرد، اگه دوست داشتین هم نظرتون رو بگید... شما در لیما , پایتخت پرو می توانید به هر مارکت محلی رفته و از آکواریومی که قورباغه های زنده را در آن نگاه می دارند ,...
-
عضو NEW
1389/05/20 01:30
سلام به همگی منم امدم (الان پیش خودتون میگید خسته نباشی ،رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود،تازه ماهی رو هر وقت از اب بگیری میمیره) در ضمن از همه کسانی که در عضو کردن من دست داشتن سپاسگذارم. امیدوارم برو بچ همیشه شاد باشید و روزه هاتونو کامل بگیرید. " امیدوارم ازشون استفاده کنید " کلمه ها بر احسا سها و اندیشه...
-
خالی بندی از نوع آبادانی
1389/05/20 01:30
*دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم . دومی میگه: همش همین؟ اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟ دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟ * آبادانیه یه پنجاه تومانی تقلبی چاپ می کنه لو میره میگیرنش ... آبادانیه میگه از کجا فهمیدین کار...
-
حکایت مرگ عشق
1389/05/20 00:51
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA آدمی : "آه هست و دم" و عشق، نیم آه! پگاه پاییز بود. گامهای رنگین خزان ،جنگل را رنگارنگ کرده بود و زیبایی چشمگیر و لطیفی ،جنگل را سرریز کرده بود. در این هنگام جیرجیرک با نگاهی خیس ، خرس را می نگریست و در حالی که گونه هایش از شرم گلگون شده بود ، با صدایی لرزان به...
-
از فرصت ها استفاده کنید!
1389/05/19 06:21
از فرصت ها استفاده کنید! مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد. وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم. سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت. او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده...
-
داستان پاره آجر
1389/05/19 01:04
با شنیدن کلمه پاره آجر یاد چی می افتید؟ فواید پاره آجر روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود باسرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان ازبین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخوردکرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد...
-
خلاقیت>>>
1389/05/19 00:12
وسلامی دیگر... ای مهندسین چه نشسته اید که دنیا ( منظورم دیگران هستند نه دختری بنام دنیا! ) در پی خلاقیته!!! چند سال قبل دوستی به من گفت که "تمام وسایل مورد نیاز بشر که اختراعشون ساده بوده رو دیگران ساختند!!!" ولی من بهش گفتم اولا که هیچ اختراعی ساده نیست. ثانیا ما میتونیم وسایل ساخته شده رو بهینه تر کنیم و...
-
دودی ها نخوانند!!!
1389/05/18 23:32
سلام به تمامی عزیزان اهل دل!! خوشبختانه در بین ما سیگاری ها کم هستند!( شاید هم تا حالا رو نکردند ) . یه مطلبی دیدم اندر فواید سیگار کشیدن!!!! امیدوارم همیشه از این بلا خودتون رو دور نگه دارید. فواید سیگار کشیدن !!! همش تو اخبار و تلویزیون و مجلات و... می گن سیگار کشیدن ضرر داره و از این حرفا! ولی هیچ کدومشون نیمه پر...
-
چند نکته آموزنده...
1389/05/18 23:21
سلام من بازم اومدم!!! یه مطلب شاید آموزنده دیدم گفتم براتون بزارم ٬ شاید یه چیزایی براتون داشته باشه!! قانون گاو گاو سرشو میاندازه پایین و کار خودشو انجام میده. کاری نداره کسی چی میگه! از شاخش هم استفاده نمیکنه، چون بهترین شاخ زنها رفتن توی میدان گاو بازی و نابود شدند. برای مثال شما قصد داری به عیادت کسی در...
-
یادش بخیر
1389/05/18 20:49
یاد آن روزها بخیر وقتی بچه بودم مادرم یک تومن به من میداد و مرا به فروشگاه می فرستاد و من با ۳ کیلو سیب زمینی , دو بسته نان, سه پاکت شیر,یک کیلو پنیر,یک بسته چای و دوازده تا تخم مرغ به خانه بر میگشتم اما الان دیگر از این خبرا نیست چون.... همه جا تو فروشگاهها دوربین گذاشتن
-
یادش بخیر
1389/05/18 20:48
یاد آن روزها بخیر وقتی بچه بودم مادرم یک تومن به من میداد و مرا به فروشگاه می فرستاد و من با ۳ کیلو سیب زمینی , دو بسته نان, سه پاکت شیر,یک کیلو پنیر,یک بسته چای و دوازده تا تخم مرغ به خانه بر میگشتم اما الان دیگر از این خبرا نیست چون.... همه جا تو فروشگاهها دوربین گذاشتن
-
جهاددانشگاهی
1389/05/17 23:00
سلام دوستان! دیروز سالگرد تاسیس جهاد دانشگاهی بود. من به نوبه خودم این ضایعه دردناک را به شما و دیگر دانشجویان تسلیت عرض می کنم.
-
ماهی و گلدان پر از خاک((تقدیر۲))
1389/05/17 01:24
دکتر با تنگ ماهی توی دستش نشست کنار پری. یک گلدان پر از خاک هم از قبل آماده کرده بود. زن بلند شد و رفت کنار پنجره. اما نگاهش زیر چشمی به پری بود که داشت با نخ کلاهش بازی می کرد. دکتر خندید و گفت: «خوب پری خانومِ گل! این ماهی خوشکل ما الان داره چی کار می کنه؟!» پری نگاهی سرسری به ماهی انداخت و زیرلب گفت: «داره بازی می...
-
سنگ قبرهایی با نوشته های با مزه!!!
1389/05/17 00:23
شوهری خوب، پدری عالی اما برقکاری بد! یادبودی از سوی پسران (بجز ریکاردو که هیچ پولی نپرداخته) اینک در آغوش پروردگاری. خدایا مواظب کیف پولت باش !
-
ماشین تراش یا...............؟؟!!!! مسئله این است.
1389/05/16 22:16
سلام دوستان ! امروز داشتم سوتی های بچه ها که از زبان خودشون رو تو وبلاگ نوشته بودن رو می خوندم که رامین جان نوشته بود بزرگترین سوتی رو من داده بودم اما وقتی خوندم دیدم سوتی من پیش سوتی رامین هیچه چون سوتی من بزرگترین سوتیه خاورمیانه هست و اگه واستون تعریف کنم رامین به خودش احساس امیدواری میده! حالا این سوال تو ذهنتون...
-
دلم می خواست دنیا خانه ی مهر و محبت بود
1389/05/16 15:53
دلم می خواست : دنیا خانه ی مهر و محبت بود دلم می خواست : مردم در همه احوال با همه آشتی بودند . طمع در مال یکدیگر نمی کردند . کمر بر قتل یکدیگر نمی بستند مرادِ خویش را در نامرادی های یکدیگر نمی جستند ، ازین خون ریختن ها ، فتنه ها ، پرهیز می کردند ، چو کفتاران خون آشام ، کمتر چنگ و دندان تیز می کردند ! چه شیرین است وقتی...
-
اینجا ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۹
1389/05/15 14:11
سلام به همه ی اعضای نژاد پرست وبلاگ اینم یه عکس نسبتا جالب از سرگذشت دهه شصتی ها!!!
-
خبر خوش
1389/05/15 11:22
سلام. میخوام یه خبر خیلی خوش بهتون بدم، فقط لطفا خودتون رو کنترل کنین که یهو خدای نکرده تلفات ندیم. بنده مجید نعمتی دیشب موفق شدم که به جای اینکه با دو تا عصا راه برم، با یک دونه راه برم. این یعنی اینکه پام تحمل حدود نیمی از وزنمو داره. همیشه شاد باشید.
-
زشت و زیبا
1389/05/15 00:27
قبل از هر چیز سلام. من سمانه هستم . رشته ICT جهاد دانشگاهی . همون جایی که خودتونم درس خوندیدن. این متن رو براتون میذارم. امیدوارم خوشتون بیاد... Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA روزی زیبایی و زشتی در ساحل با هم دیدار کردند و به هم گفتند : "برویم در دریا تن بشوئیم" آنها برهنه شدند و در آب شنا...
-
نمی دانم چه باید گفت!
1389/05/14 00:18
سلام به همه امروز اومدم توی سایت یه مطلبی رو بگم که دیدم انگارمیگن روز جمعه قراره من٬ شیرینی بدم !( وا روم به دیوار!!) راستش هم کلی غافلگیر شدم و هم کلی خوشحال! بدینوسیله از تمامی دوستان دعوت می شود که در مراسم روز جمعه ( دعوت پارک) به صرف شیرینی ( و نه شام!!!) شرکت کرده و مارا از حضور پر برکتشان مستفیض فرمایند.
-
[ بدون عنوان ]
1389/05/13 18:14
دوستان اشتباه برداشت نکنید من نمیتونم بیام ولی برنامهای که آقای زال گذاشتند پای برجاست و خیلی ها هم اعلام آمادگی کردن. خوش بگذره (آقای مجیدی هم کلی تمرین کردن که عوض جمعهی قبل رو در بیارن )
-
دعوت نامه
1389/05/13 09:48
سلام به همهی دوستان. من برای تمامی دوستانی که تا امروز درخواست دعوت نامه کردن دعوت نامه فرستادم. لطف کنین و ایمیل هاتون رو چک کنین (قسمت بالک رو هم چک کنین) آقای سجاد حبیبی برای شما n+1 بار دعوت نامه فرستادم . دوستان جمعه به خودتون خیلی خوش بگذرونید! موفق و پاینده باشید.
-
همه ی بی معرفت ها!
1389/05/12 22:28
سلام دوستان .بچه ها ازین دوستان زیر خبر دارین ؟ اگه بچه ها ازشون خبر دارین به اطلاعشون برسونین یک سری به سایت بزنن . سعید افشاری- مجتبی شریفی - مهران میرباقر - احسان احمدی - محسن حاتمی - محمد یاور فرزاد حریرچی - امیر ساداتیان- مرتضی طالبی - وحید عطایی - احمد رحمانی - احسان میرزایی- مهدی فلاحی - و حید گردان- مهدی صیام...
-
دروغ گویی بهلول
1389/05/12 19:28
دوست بهلول برای بردن گندم به آسیاب الاغ بهلول را لازم داشت برای همین به در خانه بهلول رفت و خواست الاغش را قرض بگیرد، بهلول گفت الاغم در خانه نیست، اتفاقا همان موقع الاغ با صدای بلند شروع به عر عر کرد. مرد به بهلول گفت: الاغت در خانه است و تو میگویی نیست؟! بهلول گفت: عجب دوست احمقی هستی، تو پنجاه سال با من دوستی، حرف...
-
جان مریم چشماتو باز کن
1389/05/11 00:38
نمیدونم چی بگم ... بابک بیات رفت . ...آندره آرزومانیان رفت......محمد نوری هم رفت . دیگه چه کسی باقی مانده . در مرگ استاد محمد نوری هیچ نمی توان نوشت و گفت. او خود قبل از فوت در انبوه آثار هنری اش همه چیز را در مورد خودش و احساسش گفته است. کافی است یک بار دیگر یکی از ترانه های شیرینش را بشنویم ما برای آن که ایران گوهری...
-
استاد
1389/05/10 21:07
سلام درگذشت استاد بی بدیل موسیقی ایران ( محمد نوری )را به شما و همه ی موسیقی دوستان تسلیت می گویم . به همین منظور یک کلیپ از ایشان در اینجا آورده ام . راستی از این که نظرات موافق خود را در رابطه با قرار پارک جمعه بعدی میزارید تشکر بسیار می کنم .
-
عضویت
1389/05/10 19:19
سلام دووسه تان میدونم از این که من عضو شدم در پوست خود نمی گنجید اما از این که دیر شد معضرت . راستش فکر میکردم خیلی سخته اما بعد از یه تصمیم کبرا اومدم پیشتون. از مدیریت عالی رطبه این وبلاگ بزرگ جناب آقای مهندس مهدی صورتی (دامت برکاتو) مراطب تشکر وقدر دانی خود را عرض مینمایم. برای همه دوسه تان نیز آرزوی موفقیت میکنم