-
قطره دریاست اگر با دریاست //دیده دریایی و دریا دل ماست
1390/02/31 22:17
قشنگه حتما بخونید قطره ، دلش دریا می خواست.خیلی وقت بود که به خدا گفته بود. هر بار خدا می گفت:از قطره تا دریا راهی ست طولانی . راهی از رنج و عشق و صبوری . هر قطره را لیاقت دریا نیست. قطره عبور کرد و گذشت.قطره پشت سر گذاشت.قطره ایستاد و منجمد شد . قطره روان شد و راه افتاد . قطره از دست داد و به آسمان رفت و هر بار چیزی...
-
ادامه ی راه
1390/02/31 18:54
سلام خدمت تمام وبلاگ نویسان گل و بلبل. مخصوصا خدمت رامین جون که دوباره وبلاگ رو راه انداخت و یه شور و حالی بهش داد. رامین داری کم کاری میکنیا! اگه بخوای اینجوری کار کنی از حقوق خبری نیست، اینو گفتم که نگی نگفتی!!!!!!!!
-
فرو بره این زندگی
1390/02/27 22:10
1- من در یک آزمون استخدامی خفن شرکت می کنم....خوشحال هستم! 2- سه ماه بعد جواب میدهند که رد شده ام...ناراحت هستم! 3- سه روز بعد از یک جای خفن دیگر زنگ می زنند...خوشحال هستم! 4- روز بعد میفهمم که مدرک تحصیلی ام را باید ببرم اما ندارم...ناراحت هستم! 5- چند ساعت بعدموفق میشوم از مسؤل ثبت نام مصاحبه چند روزی برای ارایه...
-
فلاکت از نوع مهندسی!!!!! این یه پست دونفرست
1390/02/25 04:21
سلام اول از همه به ساعت پست توجه کنید. الان من و رامینو اشکان خیر سرمون داریم رو یه پروژه کار میکنیم.تا حالا از این شب بیداری ها زیاد داشتیم ولی این یکی دیگه نوبره. راستی عیدتونم مبارک. به قول رامین که داره میتایپه چه عیدی؟؟ هرکی میاد آب ملخ یه زنگ بهم بزنه! جدی میگم اینم یه طرز دعوته دیگه!!! فقط خبرشو تا دوشنبه به من...
-
خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
1390/02/22 01:37
خستهام از آرزوها، آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری لحظههای کاغذی را روز و شب تکرار کردن خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری آفتاب زرد و غمگین، پلههای رو به پایین سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری با نگاهی سرشکسته، چشمهایی پینهبسته خسته از درهای بسته، خسته از چشمانتظاری صندلیهای خمیده، میزهای صفکشیده...
-
عنوان نداره.
1390/02/18 23:10
وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر...
-
گزار ش خدمت
1390/02/18 20:52
سلام به بچه های گل جهادی٫حالتون چطوره!؟ میبینم که فعالیت تو وبلاگ بیشترشده جای خوشحالیه شما فعالیت کنید ماهم به جاتون خدمت میکنیم! راستی خبر دارید که دست قسمت اومد مارو انداخت تو دلیجان شهر ایزوگام٫شهرمملو از افغانی که خودشونو بومی اینجا میدونن٫شهری با حدود ۴۰هزار نفر جمعیت که همشو تو نیم ساعت پیاده میشه گشت خوراک...
-
بد.ن شرح
1390/02/17 10:11
به زمانی رسیدیم که دیگر بنی آدم ابزار یکدیگرند . . . !
-
30 اصل برای اعتماد به نفس بالا
1390/02/17 10:10
اصل یاد و اتکال به خداوند و اعتماد به قدرت و یاری و حمایت او اصل آگاهی و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود اصل تغییر در الا و ایجاد نشانه ها اصل خودیابی (من کیستم؟) – قائم مقام و محبوب خداوند (عزت نفس ) اصل احساس خود شایستگی ، خودسالاری و احساس شخصیت اصل عدم مقایسه خود با دیگران اصل خود باوری و خود محوری بعد از خدا...
-
اسمتون چندمین اسم معروف در دنیاست؟
1390/02/17 10:07
شاید شما دوست داشته باشید بدونید که اسمتون چندمین اسم معروف در دنیاست چند نفر در آمریکا هم اسم شما هستند چه نسبتی از مردم دنیا با شما هم اسم هستند شکل اسمتون با حروف بریل ، کد مورس و زبان بارکد به چه صورت است و یا اینکه بدانید آیا اسم شما به عنوان نام معروف تره یا نام خانوادگی ! همه این ها را می توانید در سایت poke my...
-
شب هشتم (بغض بجا مانده از کودکی)
1390/02/16 23:47
کلاس دوم دبستان بودم. سر صف اسم من رو خوندن.. یه جایزه بهم دادن یادم نیست واسه چی بود. جایزه یه تراش بود از اونایی که توش آب داشت یه خونه بود با درخت ..برف هم داشت که تکونش میدادی برفاش بالا پایین میرفت. بعدش اومدن جایزه رو از من پس گرفتن.. گفتن اشتباه شده. انگار تو اون لحظه دنیا رو سرم خراب شد. هنوزم که یادم میاد...
-
شب هفتم
1390/02/15 00:01
دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن ............... مرا مزن روی تخته خط بکش..................... گوشم را مکش مهر را در دلم جاری بکن .............................جریمه مکن هر چه تکلیف میخواهی بگیر ......................... امتحان سخت مگیر اما اکنون ................... مرا بزن ….......... گوشم را بکش .............. جریمه...
-
شب ششم
1390/02/13 22:03
تا حالا دقت کردین وقتی می خوایم ساعت کوک کنیم هیچ وقت سراغ عددهای غیر رند نمی ریم ؟ ! یه چند روزی هست که تصمیم گرفتم واسه ساعت های غیر رند هم ارزش قائل بشم. صبح ها دیگه سراغ هفت و ربع نمی رم و بجاش ساعتو روی 7:13 ، 7:17 دقیقه کوک می کنم. دلم براشون میسوزه؛ احساس می کنم این جور ساعت ها خیلی مفلوک اند. انگار توی دنیای...
-
شب پنجم
1390/02/13 02:04
حال میکنین شبی یه پست مزخرف که سر و ته نداره میزام؟! گاهی از نوشته های خودم خندم میگیره ...جدی میگم. امروز داشتم پست های قدیمی خودما میخوندم. یه سریش واقعا مسخره بود! از نظر من آدما 2 دسته هستن. دسته اول قابلیت چرند گویی دارن و دسته دوم قابلیت ثبت کردن چرند دارن که میتونن چرت و پرتاشونا از زبان به روی کاغذ بیارن....
-
شب چهارم
1390/02/12 00:34
بگیـر چپ بگیـــر چپ، بیشتر بگیری رد میکنیش.. بگیر ــبگیـ بگـــ... پوووووف خـــــاک تو سرت با اون فرمون گرفتنت ، کـِـشتی به این گـُـندگی رو به ... دادیش ! با اینکه بار چندمه این فیلم رو میبینمش، بازم وقتی به این قسمتی که تایتانیک به کوه یخ نزدیک شده رسیدم، امیدوار بودم ردش کنه! هنوز نسبت به یه سری از واقعیت های تحمیل...
-
خدمت سربازی من !
1390/02/11 13:44
سلام دوستان. بالاخره به آرزوتون رسیدید.ما هم داریم می ریم. اگه عکسم را ببینید همه چی را می فهمید. نمی گم کجا افتادم تا ندونید. مخصوصا حسن مجیدی اگه بفهمه که می کشتم.
-
طرح کسری سربازی هسا برای نخبگان (جهادیان 87) و دانشجویان
1390/02/11 00:02
سلام خدمت همگی دوستان به سربازی نرفته و در شرف اعزام (با فاصله بیش از 3 ماه ) هواپیما سازی ایران (هسا) در طرحی همگانی اقدام به واگذاری پروژه به افراد ذی صلاح و دانشجویان و فارغ التحصیلان مینماید. افراد می بایست مورد تایید سازمان ملی نخبگان ، دانشگاه ها ، سازمان ملی جوانان و ... باشند. در این طرح بنا به پروژه طرح فرد...
-
شب سوم
1390/02/10 23:23
س ل ا م شب سوم... شب سومی که من دارم فسفر میسوزونمو مطلب میزارمو کسی گوشش بدهکار نیست. اصلا چه بهتر ! مگه من مرده ی نظر ات شمام... ! همینم مونده که بعد یه عمری دلگرمیم نظرات شماها باشه . اصلا یادم نبود..این وبلاگ مال من شده..و دیگه هیچ موجود زنده ای جز من توش پرسه نمیزنه. همین بهتر که کسی نیست که اینا رو بخونه وگرنه...
-
شب دوم (من کماکان اون آدم قبلی نیستم)
1390/02/09 23:20
سلامی به وسعت کرانه های احساس!(خداییش این جمله هیچ معنایی نداره) خوب یه بنده خدایی شاکی شد که چرا دفعه قبل سلام نکردی که منم دلیل خودما داشتم. اصلا مگه هنوز کسی به این کلبه خرابه سر میزنه؟ اینم که میبینین قرار شده هر شب من یه پستی بزارم مفتکی نیست. به قول اصفونیا:نه دادا این خبرا نیست...پولشا حساب میکونیم! دیدیم این...
-
گوشه ای از حیاط خانه ی ما
1390/02/09 13:04
ببخشید که من درست و حسابی عکاسی بلد نیستم حیاط خونه ی ما توی این فصل خیلی خیلی زیبا و شادابه. مخصوصا گل روز روانی که گوشه ی حیاط جا خوش کرده و نگین های قرمزش چشم آدم رو از دور شیفته ی خودش میکنه، خیلی خیلی جلوه زیبایی به حیاط خونه ی ما داده. چند تا عکس براتون از حیاط خونمون گذاشتم . اگه وقت کردید یه نگاهی بندازید. منم...
-
شب اول (من دیگه اون آدم قبلی نیستم)
1390/02/09 02:09
سلام نمیکنم. چون کسی نیست که اینا بخونه. اصلا اینا برا خودم مینویسم.برا دل خودم. این پست برا اینه که تو آرشیو وبلاگ از اردیبهشت 90 هم یه مطلب باشه. کی به کیه...اصلا دلم میخواد هر شب بیام اینجا یه سری دری وری بنویسم و برم. کسی که نیست؟!دوست دارم ..میفهمی؟دوووووووووووووست دارم ... کسی مشکلی داره؟ درود بر شما..اصلا جمع...
-
خدمت
1390/01/13 20:52
سلام بچه ها! چه خبر همگی خوب هستین؟دلم گرفته انگار وبلاگمون دیگه اون طراوت قبلشو نداره که به دقیقه بچه ها پست میذاشتن.هر چند کم شدنش باید طبیعی باشه ولی نه تا این حد!یا همه به این زودی گرفتار زندگی شدیم یا مثل خودم تا یه حدی کم لطفی! بگذریم میگم زندگی چقد زود میگذره انگار دیروز بود قبول شدیم کارشناسی الان ۴۵روز از...
-
سلام به همگی
1390/01/13 12:28
سال نو رو به همگی دوستای عزیزم تبریک میگم امیدوارم سالی مملو از موفقیت و آرامش داشته باشید. بدون شرح دختر تهرونیه میره تعلیم رانندگی ... ازش میپرسند چطور بود ؟ میگه : بد نبود ! اما معلمش خیلی مذهبی بود. میگن : واسه چی؟ میگه : والا من هر کاری میکردم هر جایی میپیچیدم میگفت : یا اباالفضل ...یا حضرت عباس...یا امام حسین
-
عیده و باز...
1389/12/29 23:45
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 عیده و باز کبوترا / خواب میبینن ماهی شدن شیرن و نعره میکشن / عکس رو ده شاهی شدن عیده و توی سینما / فیلمای رنگی میذارن قصه مرد شیشه ای / بانوی سنگی میذارن عیده و باز کفشای من / لنگه به لنگه، تا به تاست تو این غریبی، خونه مون / از کی بپرسم که کجاست؟ عیده و باز نم نم...
-
یک انشای خوشمزه: زن میخوام یا نمیخوام؟
1389/12/27 21:03
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ،...
-
عنوانشو نمی دونم.
1389/12/21 00:16
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن دکتر علی شریعتی
-
این اشعار ارزش حداقل یکبار خواندن رو داره!
1389/12/14 23:55
اشعاری کوتاه و زیبا از مرحوم حسین پناهی ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند : دندانساز راست می گفت پسته لال ؛سکوت دندان شکن است من تعجب می کنم چطور روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند ! وآب ازآب تکان نمی خورد بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر...
-
لحظه را دریاب قبل از آنکه آخرین بار فرا رسد
1389/12/14 01:02
پنج روزه قراره برم دوستم و ببینم... پانزده روزه که قراره با بروبچ برنامه بزاریم بریم کوهنوردی... سه هفته اس که می خوام برم دندونپزشکی... دو ماهه مادرم میگه بیا شبا بریم پیاده روی... از همه مهمتر... دو ساعته که می خوام برم دستشویی...!!! دیگه خبری ازتون نیست. معلومه حسابی مشغول تکوندن خونه هستین!
-
هزیون 2
1389/12/07 23:37
سلام دوباره طبع اراجیف گویی من گل کرد و نصفه شب شروع کردم به نوشتن. هزیون2 آخرین ورژن از تراوشات ذهنی من بیمار (..!) همین اول یه خواهشی دارم از تمام دوستانی که رانندگی میکنن. ترو به خدا مواظب این موجودات گوگولی تو سطح شهر باشین. امروز یه راننده تاکسی نفهم یه گربه را زیر گرفت و من با خودم گفتم ای کاش جدی جدی گربه هفت...
-
بدون عنوان
1389/12/07 11:14
میایی بچه بشیم به آسمون نیگا کنیم؟ میایی قلبا رو مثل بادبادک هوا کنیم؟ میایی بچه بشیم پشت ستون سایه ها یه جوری قایم بشیم همدیگه رو صدا کنیم؟ میایی بچه بشیم رختامونو در بیاریم بپریم با همدیگه تو حوض نورشنا کنیم؟ من می خوام یه جور بشه بغل کنیم همدیگه رو میایی بچه بشیم دروغکی دعوا کنیم؟ سکه خورشیدمون گم شد و ما فقیر شدیم...